شغل من جا ماندن از قطار ها
شغل من نشستن روی نیمکت
بچه که بودم در دفتر انشاً نوشتم: مقصدم خانه سالمندان است. حکایت همه ی ما و حکایت از دست دادن قطار های شانس. لحظاتی شیرین و تلخ.
نظرات ()او را اعدام کردند. تمام فامیل، خانواده و آشنایان او از مرگش رازی بودند. همه برای تشییع جنازه اش شرکت کردند تا مطمئن شوند که او مرده است. پدر پیر و از کار افتاده اش که برای اعدام از او یک ملیون پول داده بود روی صندلی کنار گودال قبر نشست تا مطمئن شود که پسرش مرده است. ناگهان مرده زنده شد و فرشته ای از آسمان جلوی چشم همه ظاهر شد و گفت: جان مادرتون دیگه اینو نکشید، نصف جهنم رو فرستاده بهشت، بهشتیا رو کتک میزنه، اصلاً یه وضعی، جان مادرتون دیگه اینو نکشید. باباش شمایید؟ مردشور خودتو اون پسرتو ببره. پیر مرد یقه ی فرشته را گرفت و گفت: من یه ملیون تومنمو از حلقت میکشم بیرون. ناگهان اصای عمه بزرگ از دستش در میره و به مخ ملاج فرشته بدبخت میخوره. پیر مرد به سختی خودشو به عمه بزرگ میرسونه و میگه: اگه این کوپه اوقلی بمیره من یک ملیون تومنمو از حلقت بیرون میکشم. عمه بزرگ یدونه از این برق زنا که ٢٢٠ ولت برق داره رو از تو ممه دونش در میاره و حتی یدونه لانچیکو هم داره، وای به حال پیر مرد بدبخت. اگه بخوام صحنه ی فرار پیر مرد رو شرح بدم باید بگم: پیر مرد مثل آغاسی که دسمال به دست شور میگرفتش و میومد تو صحنه یته میزد، از گرستان فرار میکنه. اما عمه بزرگه که دیگه سرعت لانچیکو تو کنترلش نیست. سرعت داره میره بالا و داره به ٣٠٠ کیلومتر در ساعت میرسه. یه دریچه تو آسمون واز میشه و یه عالمه فرشته هیکل گنده میان بیرون تا عمه رو یقه کنن، اما خیال باطل عمه دیگه سرعت لانچیکوش زیادی زیاد شده و مثل هلکوپتر از زمین بلندش میکنه.
برگی از خاطرات استاد که دوباره زنده شده بود
نظرات ()استاد رفت حقوقش رو بگیره که ۱۹۰ هزار تومان بود شده ۱۶۰ تومان و ۱۷ هزار تومان برای بیمه، ۱۴ هزار تومان برای وام های قبلی، ۱۸ هزار تومان حق الوالد، ۶۵ هزار تومان پول قبض برق و آب و گاز و تلفن، ۱۲ هزار تومان پول چایی بروبکس کارمند بانک( که با روی خوش
جوابتو میدن)، ۶۰ هزار تومان پول قسط ماشین لکنته، ۷۰ هزار تومان پول قسط خانه.
استاد یه ۵ هزار تومانی هم از حیبش به بانک داد و اومد بیرون، خدا رو هم شکر کرد که چقدر سبک شده. سر راه میخواست مرغ بگیره دید جیب میب تخلیس، اومد کالباس بگیره بازم پولش نرسید، رفت یک کیلو گوجه بگیره با تخم مرغ بزنه تو هم و یه املتی بخوره، گفت: گوجه کیلویی چنده؟
مغازه دار: ۳۰۰۰ تومان.
استاد: سیب زمینی چی؟
مغازه دار: ۱۰۰۰ تومان.
استاد: من ۵۰۰ تومان دارم، چی میتونم بگیرم؟
مغازه دار: دو تا دونه موز.
استاد بیچاره همون تو تا موز رو گرفت و با موز خرد شده و یدونه تخم مرغ که برای روز آخرت نگاه داشته بود، املت درست کرد.
نخند عزیز جان، همه ی ما یه روز به این فلاکت میافتیم.
نظرات ()یه صدایی میاد، صدای انفجاره، همه میرن بیرون، چی شده؟ نمیدونم یه صدای انفجار شنیدم آره انگار از پشت سنگر حاجی بود. صدای گریه و زاری میاد. بریم ببینیم چی شده
ای خدا، حاجی
، حاجی کجا رفتی
چیه سید؟ چرا گریه میکنی حاجی کجاس
سید: چند دقیقه پیش حاجی از خواب بیدار شد، یه تیکه سنگ برداشت
و رفت از چادر بیرون، حاجی حال عجیبی داشت، انگار که چیزی درونش باعث میشد که حاجی بره بیرون، حاجی خیلی آروم رفت بیرون و در تاریکی شب محو شد، یکدفعه دیدم صدای انفجار شدیدی اومد
،
برای یه لحظه همه جا روشن شد، حاجی روی مین ریده بود
نظرات ()و ترانه ی منتخب:
نظرات ()![]() |
را اضافه میکنیم و اجازه میدهیم جوش بیاید. سپس اجازه میدهیم شراب آنقدر بجوشد تا مقدار آن به ¼ فنجان کاهش یابد. مواد لازم :
1 - 1 فنجان گوجه فرنگی پوره شده و بیآب
2 - 3/1 فنجان زیتون سیاه بدون هسته – نصف شده
3 - 1 قاشق سوپ خوری روغن زیتون
4 - ½ فنجان آب مرغ (Chicken Broth)
5 - 1 قاشق چای خوری نمک
6 - فلفل سیاه به میزان دلخواه
7 - 8 عدد (حدود 1500 گرم) عدد ران مرغ (قسمت بالایی ران)
8 - 3/1 فنجان ریحان – خرد شده
9 - 12 حبه سیر
10 - ½ فنجان شراب سفید غیر شیرین (White Wine)
11 - 1 عدد پیاز - خرد شده
12 - 2 قاشق چای خوری رزماری – خرد شده (اگر از رزماری خشک شده استفاده میکنید ¾ قاشق چای خوری کافیست)
تذکر : در مورد کنسرو گوجه فرنگی میتوانید از گوجه فرنگی رنده شده استفاده کنید که البته بدون آب باشد. میتوانید برای خوشرنگ شدن، به ازای هر فنجان گوجه فرنگی، ½ قاشق سوپ خوری رب گوجه فرنگی اضافه کنید. زیتون سیاه در ایران موجود است اما اگر دسترسی به آن مشکل بود از دیگر زیتونهای گوشتی استفاده کنید. فراموش نکنید که اگر زیتون شما شور بود 2 ساعت قبل از استفاده آن را در مقداری آب سرد ریخته و بگذارید بماند تا شوری آن گرفته شود. بجای شراب سفید هم سرکه سیب و بجای آب مرغ هم میتوانید قرص سوپ بریزید.
طرز تهیه :
◄ در یک تابه، روغن را با حرارت ملایم داغ میکنیم.
◄ ½ قاشق چای خوری نمک و ¼ قاشق چای خوری فلفل سیاه را به مرغ زده و آن را در تابه به مدت 8 دقیقه سرخ میکنیم تا طلایی شود. سپس مرغها را از تابه خارج میکنیم و حرارت را کاهش میدهیم.
◄ پیاز و سیر را در تابه میریزیم و برای 5 دقیقه سرخ میکنیم تا پیاز نرم شود.
◄ رزماری و شراب را اضافه میکنیم و اجازه میدهیم جوش بیاید. سپس اجازه میدهیم شراب آنقدر بجوشد تا مقدار آن به ¼ فنجان کاهش یابد.
◄ آب مرغ، گوجه فرنگی، مرغ، زیتون و باقی مانده نمک را اضافه میکنیم و در ظرف را میگذاریم تا غذا برای 20 الی 25 دقیقه بجوشد و مرغ بپزد.
◄ پس از پختن مرغ، سیر ها را در غذا با چنگال له کنید و ⅛ قاشق چای خوری فلفل سیاه و ریحان را در غذا بریزید.
◄ بعد از اینکه غذا یک جوش خورد، آن را از روی حرارت برداشته و سرو کنید.
پیشنهاد : دوستان گرسنه میتوانند در صورت تمایل، میزان آب مرغ بکار رفته در غذا را 2 برابر کرده و آن را بعد از پخت، مانند خورشت، با برنج بزنید تو رگ.
نظرات ()
نظرات ()بهتره پسرا هم از این کارا یاد بگیرن که در مواقع گشنگی یه همچین غذایی دست و پا کنیم تا از گشنگی سقط نشیم.
اگر از علاقمندان برگر ها هستید اما نباید نان میل کنید، این برگر با طعم استثنایی خود شما را راضی خواهد کرد. از آنجایی که که این برگر باید هنگام کباب شدن از حرارت یکنواخت بهره مند شود، در 18 دقیقه اول کباب کردن آن، مدام گوشه آن را بلند نکنید.
مواد لازم برای 6 نفر:
• 900 گرم گوشت چرخ کرده کم چربی
• 230 گرم سوسیس دودی چرخ شده
• 85 گرم پنیر پارمسان خرد شده در اندازه 2.5 در 0.5 سانتیمتر
• 3 یا 4 ق.چ. فلفل دلمه ای قرمز کباب شده خرد شده به قطعات 2.5 سانتی متری
• نمک و فلفل
• برگ کاهو به مقدار لازم
• 6 گوجه فرنگی ریز
روش تهیه:
1. گوشت چرخ کرده و سوسیس را با دست در کاسه ای بزرگ با هم مخلوط کنید، نگران یکنواخت شدن آن نباشید، چون به تدریج بیشتر مخلوط خواهند شد. مخلوط گوشت را به 12 کره هم اندازه تقسیم کنید. هر یک از توپهای گوشت را روی کاغذ روغنی پهن کنید تا به شکل دایره ای به قطر 10 و ارتفاع 1.5 سانتیمتر درآید.
پنیر و فلفل دلمه ای را بر روی شش تا از برگرها تقسیم کنید و برگرهای ساده را روی آنها قرار دهید. دو لایه برگر را به آرامی روی هم فشار دهیدتا لبه ها بهم بچسبند. نمک و فلفل را روی آنها بپاشید.
2. برای منقل ذغالی، ذغالها را داخل منقل بچینید، توری یا سینی مخصوص کباب کردن را روی ذغالها قرار داده و با داغ شدن سینی، برگرها را روی آن بچینید، فاصله ذغال تا سینی را طوری تنظیم کنید که برگرها بدون خطر سوختن، به تدریج مغز پخت شوند. پس از گذشت 15 تا 18 دقیقه، آنها را برگردانید.
برای کباب کردن برگرها روی سینی مخصوص گاز (گریل) ، سینی را گرم کنید، حرارت را در درجه متوسط قرار دهید و برگرها را مطابق روش فوق کباب کنید.
3. برای سرو کردن، هر برگر را در بشقاب جداگانه بین برگهای کاهو قرار داده و یک گوجه فرنگی ریز را با خلال دندان روی ساندویچ قرار دهید.
حالا اگه با نون دوست داری یه نونم بزن تنگش، حالشو ببر
نظرات ()دکتر: عزیزم مشکلت چیه؟
مریض: اگه میدونستم پیش تو نمیومدم.
دکتر: درسته اما باید بدونم کجاتون درد میکنه.
مریض: گلوم دکتر، گلوم.
دکتر: دهنتو باز کن. دکتر دستش را داخل حلق مریض کرد. اینجا درد میکنه؟
مریض: نه پایینتر.
دکتر دستشو پایینتر میبره و میپرسه: اینجا درد میکنه؟
مریض: نه پایینتر.
دکتر بازم میره پایینتر. دکتر: اینجاس دیگه انشاء الله؟
مریض: نه.
دکتر دستش رو در میاره میگه: مرتیکه خب چرا میگی گلوم درد میکنه؟ بگو کو.م درد میکنه.
نظرات ()در این هوای سرد بهتره فقط خاطره تعریف کرد. اونم خاطرات استاد.
یه روز سرد و برفی استاد به بدبختی یک خانم جور میکنه و مشغول میشه به کرد... . در هین انجام کار بود که یکدفعه صدای زجز آور زنگ در بلند میشه. استاد با فحش خوار مادر شروع میکنه به پوشیدن یه لباس (بپوش و سرما نخور) و میره که در رو باز کنه. وقتی در باز میشه پنج تا از مفت خور ترین و بد قواره ترین دوستای استاد میریزن داخل. استاد بیچاره به بدبختی اون آفت های الهی رو تو حیاط معطل میکنه و خانم رو داخل کمد مخفی میکنه. بعد آفت ها رو به داخل میبره و با چایی ازشون پذیرایی میکنه. یکی از مفت خور ترین های دوستان استاد که اسمش عین الله بود بلند میشه تا کت چرک و لجن بستشو توی کمد آویزان کنه. استاد درست وقتی که دست عین الله روی دستگیره ی کمد بود میپره جلوی اون و دستشو میگیره. استاد: عین الله جون مگه من مردم که تو خودت اومدی کتتو آویزان کنی. برو بشین چایی بخور تا گرم شی. عین الله که میدید شخصی که تا ده روز پیش به اون فحشم نمیداد حالا داره کتشو آویزان میکنه سخت تعجب کرده بود. و بهش هم شک کرد. با اصرار استاد به پذیرایی برمیگرده. استاد که قلبش مثل شتر میزد در کمد رو باز میکنه و خانم رو از پنجره فراری میده. بعد با خیال راحت برمیگرده پیش آفت های اللهی و با آرامش میشینه. یکی دیگه از دوستای استاد که اسمش کریم بوده به استاد میگه: بیا عزیزم این کت منم ببر آویزان کن. استاد که دیگه خیالش از کمد راحت شده بود به کریم میگه: مگه خودت پا نداری؟ چیه زاییدی؟ برو خودت آویزان کن. کریم مثل ماست نماسیده شده بود. عین الله که فکر کرد استاد احترام زیادی براش قائل شده با غرور به کریم گفت: راست میگه. خودت برو آویزان کن. اگه میبینی استاد کت منو آویزان کرده علتش احترامه. استاد هم برای زایع کردن عین الله میگه: زر و زور نزن. برو کت بو گندوی لجن بستتو از تو کمد بردار. نکبت چند ساله نشستیش؟. بین حرف های استاد که تازه موتورش گرم شده بود و عین الله بیچاره را مثل خمیر ورز میداد کریم با صدای بلند گفت: استاد جون. این شورت زنونه ی صورتی مال شما نیست که انشاء الله؟.
بله شورت اون خانم تو کمد این آقا جا مونده بود.
نظرات ()